حمید آرش و معلمانی چون او
محمد مهراب
در دهه اول انقلاب وقتی تصمیم گرفته شد کتاب «کندوکاو در مسایل تربیتی ایران» از صمد بهرنگی به شکل مصور بازنویسی شود، زندهیاد «غلامحسین فرنود» پیشقدم شد و مقالاتی که هیچوقت چاپ نشده بود، از معلمین همدوره صمد بهرنگی را جمعآوری کرد. از آن جمله قصههایی از مرضیه احمدی اسکویی، علیرضا نابدل، علی اشرف درویشیان، منصور یاقوتی، غلامحسین ساعدی و محمد بهمنبیگی و… .
البته نه کتاب مصور صمد بهرنگی فرصت چاپ یافت و نه مقالاتی از یاران همدوره صمد.
در این کشاکش یک نشست ادبی برپا گردید، که محصول کار مشترک شادروان حمید آرش از خطهی آذربایجان و محمد حسنبیگی از ایل عشایری بود. در این جلسه ادبی آرش با زبان گزنده فکاهی و بهمنبیگی با زبان ایما و اشاره به سخن پرداختند.
این پیام مشترک ادبی که در دههی اول انقلاب و در سالگرد مرگ صمد بهرنگی در تالار آمفیتئاتر دانشگاه علوم پزشکی تبریز به نمایش گذاشته شد، واقعاً احساسبرانگیز بود و نشان میداد که معلمین دلسوزی چون آرش نه تنها با عشق و بردباری در کلاسهای مدارس مناطق محروم و عقب نگه داشته شده حضور مییافتند، بلکه با گوشت و پوست و عمق وجود خود دردها را لمس میکردند و از بازگفتن نارساییها و کاستیها و کجیها هیچ هراس و واهمهای نداشتند. این پیام دو نفره وضع اسفبار آن سالهای ابری را نشان میداد. دوران آری از مهر! آریامهری!؟
در این محفل ادبی حمید آرش ابتدا با شرح و حال مختصری از مناطق دورافتاده روستایی گفت:
«مردمی که این جماعات را تشکیل دادهاند و میدهند پیوسته مردمی بودند گرسنه، برهنه، بیرفاه و بیآسایش و هنوز هم تا حدودی حال به همین منوال است. اشک بیش از آب چهرهی پدران و مادران ما را شسته است و خون بیش از شربت و شراب به کام نیاکان، کسان، خویشان و عزیزان ما فرو ریخته است. گرسنگی یار دیرین و وفادار ما بوده و برهنگی در کنار گرسنگی یک دم نسلهای ما را ترک نگفته است. مادران بسیاری را دیدهام که با پای برهنه ولی کفش به دست راههای دراز پیمودهاند و فقط هنگام رسیدن به نزدیکی مجلس مهمانی کفش به پا کردهاند. فرزند خردسالی را به خاطر دارم که پس از سالها انتظار اولین کفش نو را پوشیده بود و مادرش دایم با دلهره و اضطراب مراقبت میکرد که فرزند روی شن و سنگ قدم نگذارد. تعقیب گامهای طفل با آن نگاههای مراقب مادرانه از مناظر تکاندهندهایست که هیچگاه فراموشم نمیشود.»
سکوت محض و غم بیپایان در سالن آمفیتئاتر حکمفرما بود. آرش به بهانه تمیز کردن شیشههای عینکش قطرههای اشک دیدگانش را سترد. بهمنبیگی ادامه داد:
«چهار سال پیش در دو آبادی «چهچنار» و «بوان» که جمعاً دویست خانوار نیستند با ورود مهمان ناخوانده به نام سرخک، ۹۳ طفل در طول دو ماه جان سپردند. به جای پارک و کودکستان، قبرستان کودکان بوجود آمد. ماههای متوالی شیون مادران و ضجهی خواهران در دل کوهستان طنینانداز بود. سرخک را ما به نام یک مرض کمخطر میشناسیم، ولی همین مرض کمخطر، هنگامی که با جماعت بیرمق، بیغذا، بیلباس و کملباس روبرو میشود، چنین عواقب سنگینی به بار میآورد. کودکی که شیر کافی نخورده است، رنگ میوه به چشم ندیده است، گوشت را فقط هنگام بیماری و مرگ گوسفند چشیده است نمیتواند در مقابل کمزیانترین انگلها و میکروبها تاب مقاومت داشته باشد. ارتباطی مسلم بین میزان تلفات و نوع و مقدار غذا موجود است. کمیابی و نایابی گوشت، تخممرغ، شیر، پنیر، میوه و سایر اغذیه مقوی و مغذی بیش از خود سرخک در قتل این کودکان مؤثر بوده است.»
محمد بهمنبیگی با اندوه فراوان ادامه داد:
«من ممنون و مدیون میزبانی و مهماننوازی بسیاری از خواهران ایلی خود بودهام. شهربانو نیز یکی از آنان بود. چادر سیاه شهربانوی کردانی در مسیر من بود. من هر سال دو سه بار با اتومبیل به این چادر فرود میآمدم. اسب میگرفتم و به سراغ دبستان سیار ایلی که در کوه بود میرفتم. بهار سال گذشته نیز در این چادر سیاه توقف کردم تا حالی بپرسم و اسبی بگیرم و به سوی دبستان روان شوم. از مهربانیها و گرمیها خبری نبود. همه گریان و سیاهپوش بودند. میزبان جوان و پرمهر ما کودکی به دنیا آورده و خود از دنیا رفته بود.»
حاضرین در جلسه بهتزده بود. انگار با روان مادر سفر کرده همنوا شده بودند. بهمنبیگی با انگشتان هر دو دستش گویا دیدگانش را در بند کرده بود. اشک میریخت. آری معلم روستا میگریست. دیگر توان بازگفتن دردها را نداشت.
آرش بار دیگر بپا خواست و چون ماه در کسوف زغال شده بود و چه بیمحابا و بیترس داد سخن سر داد:
«آیا همهی این مرگ و میرها فقط از بیپزشکی است؟ اگر چنین است چرا حیوانات، میشها، مادیان ها، بزها و ماده گاوها به هنگام زایمان این همه تلفات ندارند؟ دلیل آن روشن است. حیوانات از علف صحرا و دانهی گیاهان کوهستانی سیر میشوند ولی مادران ما به حداقل غذا دسترسی ندارند، ضعیف میشوند و با اولین مشکل حیات تسلیم دیو مرگ میگردند. میشها و مادیانها صاحب دارند و مادران ما بیصاحب هستند. چوپان غذای میش خود را تأمین میکند ولی از عهده تأمین غذای همسر خود برنمیآید.»
واقعاً نکتهسنجی آرشآزاد و عاریت گرفتن از فن فکاهینویسی خود چقدر با کلمات ساده سربی از گلوله می سازد. شادروان آرش افزود:
«یکی از شومترین نتایج این زندگانیهای بیغذا، سستی، بیقیدی، بیحالی و افسردگی روحی و سرشکستگی اخلاقی است. غم و اندوه و سکوت و تسلیم از ثمرات این قبیل تغذیههای نارساست. قیافههای نحیف کسان و عزیزان ما را غالباً پردهای رخوت و کسالت و اندوهی عمیق فرو گرفته است. این گرسنگی مزمن و پایدار که گریبانگیر مردم محروم ماست دایماً از غرور، غیرت، شهامت و جاهطلبی آنان میکاهد و به میزان التماس، تضرع، تمنا و حقارت و جهل آنان میافزاید.
شادروان آرش بیتأمل سخن میگفت. وی در حالی که کتاب فارسی و تاریخ دبستان را بالای سر گرفته و صفحه به صفحه نشان میداد فریاد میکشید:
«نشان دادن تصاویر اغذیه و میوههای دهانپرکن در کتابهای درسی و نشان دادن بناهای باستانی و تاریخی به این قبیل مکتشفین شرمآور است. فقط با تاریخ کهن و… نمیتوان غرور را نگاه داشت. بین غرور و سیری و حقارت و گرسنگی ارتباطی منطقی و اجتنابناپذیر موجود است…».
برجسب : | ايميل: news@.ir | شماره پيامک:000 |
|
- تقویت مدیریت محله محور، لازمه کاهش آسیب های اجتماعی
- عملیات احداث ساختمان اداری و آموزشی کانون کارشناسان رسمی دادگستری استان آذربایجان شرقی آغاز شد
- مسیرگشائی ملازینال با سرعت اجرا شود تا محرومیت از مناطق کم برخوردار حذف شود
- پزشکیان: دستگاههای اجرایی به توسعه دورکاری توجه کنند
- حفاظت از بافت تاریخی تبریز در گرو توجه به زندگی مردم و حقوق مالکان
- دوراهی احیا یا واگذاری؛ گره کور صنعت سنگین آذربایجان شرقی
- ۶۱۵ دانشآموز کمبرخوردار آذربایجان شرقی چشمانتظار «کارت نشاط»
- سایه سنگین مازوت بر تنفس تبریز؛ لزوم بازتوانی نیروگاه
- انتقاد تند نوین از جشنواره مد و لباس تبریز؛ «کج سلیقگی» قابل قبول نیست
- خدمت به خانواده شهدا وظیفه سازمانی و اعتقادی ماست
- رفع موانع تولید تراکتورسازی و حل مشکل تسهیلات خرید تراکتور روی میز رئیسجمهور
- آمادگی ارس برای تشکیل منطقه آزاد مشترک با مغری ارمنستان
- ضرورت تحول کشاورزی در مناطق محروم
- کوتاهی دستگاه ها در مدیریت پیامدهای ال نینو پذیرفتنی نیست
- پیام نماینده آیتالله سیستانی از تراکتورسازی؛ میتوانیم رمز عبور ایران از تحریمهاست
- نقش و حضور جوانان در مدیریت شهری
- روزانه ۴۴۰ تصادف در تبریز رخ میدهد/ کاهش ۲۰ درصدی حوادث رانندگی
- تعاونیهای مصرف و مرزنشینان در آذربایجانشرقی تقویت میشوند
- مطالبات کشاورزان آذربایجانشرقی روی میز وزیر جهاد کشاورزی
- تبریز؛ پایتخت محیطزیستی شهرهای آسیایی در مسیر توسعه پایدار
- افزایش سرانه فضای ورزشی مدارس آذربایجان شرقی از ۰.۴۴ به ۰.۵۰ مترمربع
- امنیت منطقه در گرو نفی مداخله بیگانگان است
- حجم سه میلیارد مترمکعبی دریاچه ارومیه فرصتی برای احیا
- گردشگری در آذربایجان شرقی؛ رونق اقتصادی یا فشار مضاعف بر طبیعت؟
- معاون استاندار آذربایجان شرقی: محلهمحوری، گذار از مدیریت متمرکز به حکمرانی مشارکتی است
- جاده کلاله به جلفا با تأکید رئیس جمهور اجرا می شود
- آذربایجان شرقی رتبه چهارم تولید تخم مرغ کشور را دارد
- بهره برداری از ۱۶ پروژه و آغاز عملیات اجرایی ۱۲ طرح با اعتبار ۴ هزار و ۷۶۰ میلیارد تومان در ارس
- «شهر فروشی فقط فروختن زمین و ساختمان نیست؛
- پیام مدیر مجتمع مس سونگون ورزقان به مناسبت هفته دولت





