• درباره ما
  • تماس با ما
  • ارسال خبر
  • فید خوان
    • خانه
    • اجتماعی
    • سیاسی
    • فرهنگی
    • ورزشی
    • طنز
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : یکشنبه 18 مرداد 1405 | کد خبر : 45097
  • به مناسبت  شانزدهمین سالگرد در گذشت حمید آرش آزاد

    شاهین بدر حیدری

    ۲۳ مرداد ماه امسال، شانزدهمین سالگرد درگذشت حمید آرش آزاد، شاعر، طنزپرداز،مترجم و روزنامه نگار کشورمان می گذرد.

    شانزده سال  پیش در همین روزهای گرم تابستانی، مردم آذربایجان به خصوص قشر فرهنگی و هنری، در سوگ از دست دادن بزرگمردی نشستند که هم معلمی دلسوز بود و هم روزنامه نگار، شاعر، نویسنده و طنرپرداز و همچنین از بنیان گزاران طنز ترکی و نیز طنز دو زبانه (فارسی و ترکی )که در نوع خود عجیب، منحصر بفرد و جالب توجه بود.

    وی طنز را به معنای واقعی خود یعنی به نقد کشیدن جامعه با استفاده از بذله، وارونه سازی، خشم و نقیضه، ضعف‌ها و تعلیمات اجتماعی با دو زبان فارسی و ترکی پیاده می کرد و از هرگونه لودگی و بیهودگی که این روزها بیشتر افراد در جامعه با آنها درگیر شده اند، به دور ماند و همواره سعی داشت دردهای جامعه را به زبان طنز بیان کند.

    حمید آرش آزاد که سالیانی است با القاب گول اوغلان، قزلباش، وروجک تبریزی، بیگلر بیگی، طوطی بالاسی، لک لک کوتوله، کوره باشی اوشاغی و خان دایی در مجله گل آقا و سایر نشریات قلم چرخانده و کتاب هایی چون مفتون خاک، یاغی، گرگ های قانلی دره، مسافران سیاره آلفا را ترجمه و منتشر کرده و همچنین کتاب جاودانه “هوپ هوپ نامه” را از الفبای سیریلیک به خط رایج ایرانی برگرداننده و البته چند کتاب از جمله “جیزیغیندان چیخما بالا” ، “جولویه قالمادی”  و “اوخو آت یایین گیزلت” منتشر کرده، ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ مردم آذربایجان را تنها گذاشت و به ابدیت پیوست ولی نام و یادش همواره در بین مردم و در این دنیا جاودانه خواهد ماند.

    انتشار اشعار طنز ترکی برای نخستین بار در مجله گل آقا

    حمید آرش آزاد نخستین کسی بود که از سال ۱۳۷۳ اشعار طنزآمیز به زبان ترکی را در هفته نامه و ماهنامه “گل آقا” و همچنین “بچه ها گل آقا” با القاب متفاوت به چاپ رساند و تا آخرین لحظات عمرش با این نشریه همکاری داشت؛ وی در متن ناتمام معرفی آرش آزاد که زندگی خود را در چند صفحه ی نوشته و به دلیل آرمیدن در خاک نتوانست آن را ادامه دهد، خود را به عنوان همکاران پیوسته با گل آقا معرفی کرده است.

    وی در قسمتی از این زندگینامه که به صورت طنز به نگارش درآمده، آورده است: آرش آزاد یک بار در جشنواره آذربایجان شرقی، یک بار در جشنواره مطبوعات شمالغرب کشور و یک بار در جشنواره استان زنجان توانسته است مقام اول رشته طنز در میان طنزپردازان شمالغرب به خود اختصاص دهد و از این بابت تعدادی تمام سکه بهار آزادی و لوح تقدیر کسب کند.

    وی همچنین در بخش دیگری ادامه می دهد: چندین بار هم در مسابقات سراسری طنز، شعر، مقاله و جدول، جزو هشت نفر اول بوده که البته تهرانی ها در حق او لطف کرده و اجازه نداده اند مقام اول را به دست بیاورد.

    حمید آرش آزاد همچنین ادامه می دهد: در یک کلام و به طور خلاصه، آدم به این نتیجه می رسد که جناب آرش چندین و چند دفعه، “شاخ غول”، “گرز رستم” و چیزهایی از این قبیل را شکسته است که باید جریمه هایش را بپردازد که البته همیشه هم جریمه پرداخته است اما هنوز که هنوز است، کسی نمی داند که شکسته های “شاخ غول” و “گرز رستم” را در کجا پنهان کرده است!

    وی که همواره وقایع اجتماعی و سیاسی را به صورت طنز و شیرین بیان می کرد، گویی در این نوشته کوتاه نیز از اهالی فرهنگ و مسئولان فرهنگی به صورت نامحسوس گلایه کرده است؛ چرا که در زمان حیات این روزنامه نگار برجسته کشورمان آنچنان که باید تقدیری از جایگاه وی نشد که امیدواریم در این سالها جشنواره هایی با عنوان این شاعر آذربایجانی برگزار شود.

    حال با اینکه حمید آرش آزاد در جمع ما نیست ولی نوشته ها و شوخی هایش هیچ گاه از اذهان مردم خارج نمی شود که امیدواریم مسئولان فرهنگی نیز چنین شخصیت های فرهنگی را فراموش نکرده و به صورت شایسته مقام آنان را تکریم کند.

    گفتنی است، حمید آرش آزاد در سال ۱۳۲۷ در کوچه‌ی «باغ دربندی» بدنیا آمد. محل دربند یک متری و هزار پیچ که یک سرش به کوی «سیداسلام» و سر دیگرش به «کوره‌باشی» ختم می‌شود که اینها هم به ترتیب، به خیابان‌های «ملل متحد» و «منجم» مربوط می‌شوند. پس خیلی هم بی‌ربط نیست که یکی از نام‌های مستعار خودش را «کوره‌باشی اوشاغی» انتخاب کرده است.

    «حمید آرش» در مقطع ابتدایی، پنج سال در دبستان «نوروز» در همان کوره‌باشی درس خوانده، کلاس ششم ابتدایی را در مدرسه‌های «ویچویه‌ای» و «کوزه‌کنانی» در محله‌ی «کوزه‌گر خانا اوستو» ـ ابتدای خیابان حجتی فعلی ـ گذرانده، سه سال سیکل اول متوسطه را در دبیرستان «رازی» بوده و سیکل دوم را نیز در رشته‌ی «ادبی» در دبیرستان‌های «ضمیمه‌ی دانش‌سرا» و «دهخدا» خوانده و در واقع، مانند یک مرده‌ی مشغول ذمه، از گوری به گور دیگر فرار کرده و بالاخره یک ورقه‌ی دیپلم در رشته‌ی ادبی گرفته است.

    از نظر تحصیلات عالیه نیز، «آرش» در سال ۱۳۴۹ در کنکور سراسری، در

    رشته‌ی «زبان و ادبیات فارسی» از دوره‌ی روزانه‌ی دانشگاه تبریز قبول شده که پس از سه سال تحصیل در این رشته، موفق به ترک تحصیل اجباری شده است. بعد در رشته‌ی «حقوق قضایی» از دانشگاه تهران قبول شده و بعد از دو سال اقامت در تهران، به طرزی بسیار عارفانه و پیروزمندانه، توانسته است به افتخار «سه ترمه» شدن نایل شود و به آغوش تبریز بازگردد. البته در نهایت، دوره‌های شبانه‌ی رشته‌ی «علوم اجتماعی» در دانشگاه تبریز به دادش رسیده و آبرویش را خریده، وگرنه…!

    جالب است که با این همه افتخارات فراوان، همیشه به فرزندانش نصیحت می‌کند که به طور مرتب در کلاس‌های مدرسه و دانشگاه حاضر بشوند، شب و روز مطالعه بکنند، خوب درس بخوانند و…!

    از نظر شغلی نیز، جناب «آرش» چند سالی آموزگار مقطع ابتدایی و دبیر مقطع «راهنمایی تحصیلی» بود. بعد از ترک موفقیت‌آمیز این شغل نیز، آن اندازه که حاجی بازاری‌های پولدار «صیغه» عوض می‌کنند، جناب «آرش» هم شغل عوض کرده و شاید بتوان گفت که از نظر تعداد و تنوع مشاغل، رکورد شکسته و در نهایت، با تحریکات، زیر پا نشستن‌ها و از راه به در کردن‌های یک رفیق ناباب، به شغل «روزنامه‌نگاری» رو آورد. «آرش» کار روزنامه‌نگاری را با روزنامه‌ی «فروغ آزادی» آغاز کرد و بعد از همکاری با سه روزنامه و هفته‌نامه‌های دیگر، بالاخره به صورت یک عنصر نفوذی و مشکوک، وارد روزنامه‌ی «امین» شد که سال‌ها در آنجا کار کرد و بالاخره بازنشسته شد.

    «آرش» کار سرودن شعر را با «غزل» آغاز کرده و در ۱۵ سالگی خیال می‌کرد که با ساختن غزل عاشقانه، می‌تواند تبدیل به یک «عارف وارسته» بشود. اما مادر مرحومه‌اش که خیال کرده بود پسرش عاشق دختر فلان همسایه شده، چنان تجلیل و تشویقی از او به عمل می‌آورد که این «جوجه عارف» تا زمان ۲۸ سالگی به بعد از انداختن طوق لعنت به گردنش، دیگر مرتکب هیچ غزل عارفانه‌ای نمی‌شود.

    «آرش آزاد» هر دو زبان ترکی و فارسی، غزل‌های بسیاری سروده است و در ساختن غزل به اندازه‌ای تسلط و استعداد داشته که زمانی که می‌خواسته سرودن غزل را کنار بگذارد و به ساختن اشعار «طنز» بپردازد، استاد بزرگ و بزرگواری همچون جناب آقای «یحیی شیدا» به او می‌گوید: «آرش! حیف است که تو غزل را کنار بگذاری. ادامه بده. تو می‌توانی در غزل معاصر آذربایجان، تبدیل به یک پدیده‌ی بزرگ و درخشان بشوی.»

    اما «آرش» برای همیشه به «طنز» رو می‌آورد. دلیلی هم که مطرح می‌کند این است که: «چون دیدم که تعداد غزل‌سرایان خوب و بااستعداد فراوان، اما جای طنز، خالی است، به سرودن شعرهای ساتیریک پرداختم.»

    کسی هم نبود از ایشان بپرسد که: «مگر جناب عالی مسئول پر کردن همه‌ی جاهای خالی هستی؟ اگر واقعاً خودت را در این مورد مسئول می‌دانی، بهتر است اول جاهای خالی در وجود خودت، از قبیل جیب، چانه و… را پر بکنی و بعد به فکر جاهای خالی دیگر باشی!»

    Print Friendly, PDF & Email


  • برجسب :
  • ايميل: news@.ir شماره پيامک:000 اشتراک گذاري مطلب اشتراک گذاري مطلب اشتراک گذاري مطلب اشتراک گذاري مطلب اشتراک گذاري مطلب اشتراک گذاري مطلب
    نظرات کاربران در "به مناسبت  شانزدهمین سالگرد در گذشت حمید آرش آزاد"

    نظرات

    برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

    آخرین اخبار
    • تقویت مدیریت محله محور، لازمه کاهش آسیب‌ های اجتماعی
    • عملیات احداث ساختمان اداری و آموزشی کانون کارشناسان رسمی دادگستری استان آذربایجان شرقی آغاز شد
    • مسیرگشائی ملازینال با سرعت اجرا شود تا محرومیت از مناطق کم برخوردار حذف شود
    • پزشکیان: دستگاه‌های اجرایی به توسعه دورکاری توجه کنند
    • حفاظت از بافت تاریخی تبریز در گرو توجه به زندگی مردم و حقوق مالکان
    • دوراهی احیا یا واگذاری؛ گره کور صنعت سنگین آذربایجان شرقی
    • ۶۱۵ دانش‌آموز کم‌برخوردار آذربایجان‌ شرقی چشم‌انتظار «کارت نشاط»
    • سایه سنگین مازوت‌ بر تنفس تبریز؛ لزوم بازتوانی نیروگاه
    • انتقاد تند نوین از جشنواره مد و لباس تبریز؛ «کج‌ سلیقگی» قابل قبول نیست
    • خدمت به خانواده شهدا وظیفه سازمانی و اعتقادی ماست
    • رفع موانع تولید تراکتورسازی و حل مشکل تسهیلات خرید تراکتور روی میز رئیس‌جمهور
    • آمادگی ارس برای تشکیل منطقه آزاد مشترک با مغری ارمنستان
    • ضرورت تحول کشاورزی در مناطق محروم
    • کوتاهی دستگاه‌ ها در مدیریت پیامدهای ال‌ نینو پذیرفتنی نیست
    • پیام نماینده آیت‌الله سیستانی از تراکتورسازی؛ می‌توانیم رمز عبور ایران از تحریم‌هاست
    • نقش و حضور جوانان در مدیریت شهری
    • روزانه ۴۴۰ تصادف در تبریز رخ می‌دهد/ کاهش ۲۰ درصدی حوادث رانندگی
    • تعاونی‌های مصرف و مرزنشینان در آذربایجان‌شرقی تقویت می‌شوند
    • مطالبات کشاورزان آذربایجان‌شرقی روی میز وزیر جهاد کشاورزی
    • تبریز؛ پایتخت محیط‌زیستی شهرهای آسیایی در مسیر توسعه پایدار
    • افزایش سرانه فضای ورزشی مدارس آذربایجان شرقی از ۰.۴۴ به ۰.۵۰ مترمربع
    • امنیت منطقه در گرو نفی مداخله بیگانگان است
    • حجم سه میلیارد مترمکعبی دریاچه ارومیه فرصتی برای احیا
    • گردشگری در آذربایجان شرقی؛ رونق اقتصادی یا فشار مضاعف بر طبیعت؟
    • معاون استاندار آذربایجان شرقی: محله‌محوری، گذار از مدیریت متمرکز به حکمرانی مشارکتی است
    • جاده کلاله به جلفا با تأکید رئیس‌ جمهور اجرا می‌ شود
    • آذربایجان‌ شرقی رتبه چهارم تولید تخم‌ مرغ کشور را دارد
    • بهره برداری از ۱۶ پروژه و آغاز عملیات اجرایی ۱۲ طرح با اعتبار ۴ هزار و ۷۶۰ میلیارد تومان در ارس
    • «شهر فروشی فقط فروختن زمین و ساختمان نیست؛
    • پیام مدیر مجتمع مس سونگون ورزقان به مناسبت هفته دولت
      • خانه
      • اجتماعی
      • سیاسی
      • فرهنگی
      • ورزشی
      • طنز